هنردرمانی چیست؟

هنردرمانی چیست؟

وقتی کلمات برای بیان آنچه در درون ما می‌گذرد کافی نیستند

بخش مهمی از تجربه‌های روانی ما همیشه در سطح آگاهی و در قالب کلمات قابل دسترسی نیست. در رویکردهای روان‌پویشی، ناهشیار به بخش‌هایی از تجربه، هیجان، تعارض و الگوهای ذهنی اشاره دارد که خارج از آگاهی مستقیم ما عمل می‌کنند، اما می‌توانند بر احساسات، انتخاب‌ها و روابط ما اثر بگذارند.

 

در روان‌درمانی روان‌پویشی، راه‌های مختلفی برای نزدیک شدن به این لایه‌های کمتر آگاه تجربه انسانی وجود دارد؛ از جمله رؤیاها، تداعی‌ها، تجربه‌های بدنی و نمادها. در سنت روان‌شناسی تحلیلی یونگ نیز رؤیا و تصویر، از مهم‌ترین مسیرهای ارتباط با فرایندهای ناهشیار به شمار می‌روند.

 

هنر؛ زبان تصویر و نماد

یکی از ویژگی‌های مهم هنر این است که برای بیان تجربه‌های درونی، الزاماً به زبان کلامی متکی نیست.

رنگ، خط، شکل، حرکت، بافت و تصویر می‌توانند تجربه‌هایی را بیان کنند که گاهی توضیح دادن آن‌ها با کلمات دشوار است. از منظر یونگی، نماد تنها یک نشانه ساده نیست؛ بلکه می‌تواند حامل معناهایی چندلایه باشد و فرد را به تجربه‌ها و تداعی‌هایی هدایت کند که در سطح آگاهی به‌سادگی قابل دسترسی نیستند.

به همین دلیل، در فرایند هنردرمانی، تصویر صرفاً چیزی برای «تفسیر کردن» نیست؛ بلکه می‌تواند نقطه‌ی آغاز گفت‌وگویی میان فرد و بخش‌هایی از تجربه‌ی درونی او باشد.

 

 

هنر و ناهشیار؛ از تصویر تا گفت‌وگو

وقتی فرد چیزی را نقاشی می‌کند، با گل می‌سازد، کلاژ می‌کند یا با یک تصویر و نماد کار می‌کند، فرایند درمان به مشاهده‌ی یک محصول هنری محدود نمی‌شود.

آنچه اهمیت دارد، فرایند خلق، تجربه‌ی هیجانی فرد، تداعی‌هایی که در حین کار شکل می‌گیرند و معنایی است که خود فرد به اثرش نسبت می‌دهد.

در این نگاه، هنردرمانی می‌تواند فضایی ایجاد کند که فرد نه فقط درباره‌ی خود صحبت کند، بلکه بتواند بخشی از تجربه‌ی درونی خود را ببیند، احساس کند، به آن معنا بدهد و درباره‌ی آن گفت‌وگو کند.

 

بدن؛ بخش دیگری از تجربه‌ی ناهشیار

در رویکردهای روان‌پویشی معاصر، تجربه‌ی هیجانی صرفاً یک فرایند ذهنی و کلامی در نظر گرفته نمی‌شود. هیجان‌ها با تغییرات بدنی، احساسات درونی بدن و الگوهای واکنشی همراه‌اند و بخشی از تجربه‌ی روانی ما می‌تواند پیش از آنکه به کلمات تبدیل شود، در قالب تجربه‌های بدنی احساس شود.

از این منظر، هنر می‌تواند پلی میان تجربه‌ی بدنی، هیجان، تصویر و کلام ایجاد کند؛ به‌ویژه در موقعیت‌هایی که فرد هنوز نمی‌تواند تجربه‌ی خود را به‌روشنی توضیح دهد.

 

هنردرمانی چگونه به روان‌درمانی کمک می‌کند؟

هنردرمانی یک روش روان‌شناختی است که از فرایندهای هنری و خلاقانه در کنار رابطه‌ی درمانی و اصول روان‌درمانی استفاده می‌کند. هدف آن صرفاً خلق یک اثر زیبا یا آموزش مهارت هنری نیست.

در فرایند هنردرمانی، فرد می‌تواند از طریق خلق اثر، تجربه‌های هیجانی خود را بهتر مشاهده و بیان کند، به الگوهای تکرارشونده‌ی درونی توجه کند و در فضای امن درمان، معنای شخصی تجربه‌های خود را بررسی کند.

در این رویکرد، اثر هنری پاسخ نهایی نیست؛ آغاز یک گفت‌وگوست.

 

 

هنردرمانی در خانه هنردرمانی هیلدا

در «خانه هنردرمانی هیلدا»، هنردرمانی با تکیه بر مبانی روان‌شناسی تحلیلی یونگ و رویکردهای روان‌پویشی به کار گرفته می‌شود.

در این مسیر، هنر به‌عنوان ابزاری برای نزدیک شدن به تجربه‌های هیجانی، تعارض‌های درونی و بخش‌هایی از خود که ممکن است هنوز به زبان نیامده باشند، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

هدف، تفسیر شتاب‌زده‌ی نقاشی‌ها یا نسبت دادن معنای ثابت به نمادها نیست؛ بلکه ایجاد فرصتی است برای اینکه فرد بتواند با تصویر، هیجان، بدن و کلام خود وارد گفت‌وگویی عمیق‌تر شود و شناخت روشن‌تری از خود به دست آورد.

گاهی آنچه نمی‌توانیم بگوییم، می‌تواند ابتدا در یک تصویر ظاهر شود.

نویسنده: فاطمه سادات رضوی (هنردرمانگر در خانه هنردرمانی هیلدا)

جستجو در مقالات

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید