
هر رشتهای در دنیای درمان، یک قصهی شروع دارد؛ قصهی هنردرمانی هم از جایی آغاز شد که فردی بهطور اتفاقی، در دل یک بحران عمیق، به هنر پناه برد و دریافت که تجربهای دگرگونکننده در روان او در حال وقوع است. در این مقاله تاریخچه و سرگذشت هنردرمانی را از ریشههای بنیادین تا جایگاه آکادمیک امروزی آن با هم مرور میکنیم.
ریشههایی پیش از نامگذاری
پیش از آنکه هنردرمانی نامی رسمی داشته باشد، دو نام بزرگ در تاریخ روانشناسی بستر نظری آن را پایهریزی کردند: زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ. فروید با نظریهی ناخودآگاه، نشان داد که بخش اعظمی از تجربههای انسانی بیرون از دسترس مستقیم آگاهی قرار دارد؛ و یونگ با معرفی مفهوم کهنالگوها و ناخودآگاه جمعی، اثبات کرد که تصویر و نماد، زبانی کهن و مشترک میان انسانها در امتداد تاریخ است. همین بینش ژرف بود که بعدها به شالوده اصلی رویکردهای تحلیلی در هنردرمانی بدل شد.
در همان دوران، هانس پرینزهورن، روانپزشک و تاریخدان هنر آلمانی، بیش از پنج هزار اثر هنری خلقشده توسط بیماران روانی را گردآوری کرد و در سال ۱۹۲۲ کتابی جریانساز دربارهی آنها منتشر ساخت. او به این آثار بهچشم بازتابی از بیان اصیل خلاقانه نگاه میکرد، و مجموعهی او تأثیری شگرف بر مشروعیتبخشی به این حوزه بالینی گذاشت.
اولین بار چه کسی این نام را به کار برد؟
واژهی «هنردرمانی» (Art Therapy) را نخستینبار آدریان هیل، نقاش بریتانیایی، در دههی ۱۹۴۰ میلادی ابداع کرد. هیل در دوران نقاهت پس از ابتلا به بیماری سل در آسایشگاه، نقاشی کردن را راهی برای التیام رنجهای تنهایی یافت. او متوجه شد که این فرآیند خلاقانه میتواند برای سایر بیماران نیز التیامبخش باشد و آموزش نقاشی به آنان را آغاز کرد. کتاب پیشگام او با عنوان «هنر در برابر بیماری» در سال ۱۹۴۵، نخستین اثر مکتوب این حوزه بهشمار میآید.
همزمان در آمریکا، مارگارت نامبرگ و ادیت کرامر این مسیر را با دو رویکرد مکمل پیش بردند؛ نامبرگ هنر را ابزاری تحلیلی برای دسترسی به ناهشیار از طریق تداعی آزاد میدانست (هنر در خدمت درمان)، در حالی که کرامر فرآیند آفرینشگری و والایش هنری را فینفسه عامل درمان تلقی میکرد (هنر بهمثابهی درمان).
آیا معنای هنردرمانی در طول زمان تغییر کرده است؟
بله؛ هنردرمانی در بدو پیدایش بیشتر نقشی تکمیلی در بیمارستانها و آسایشگاهها جهت کاهش اضطراب بیماران داشت، اما با تلفیق آموزههای روانپویشی و روانشناسی تحلیلی، به یک رشته درمانی مستقل، منسجم و مبتنی بر شواهد تبدیل شد. امروزه کاربرد هنردرمانی فراتر از مداخلات بحران رفته و در حوزههای خودشناسی، رشد فردی، تروما، سوگ و کار با کودکان و خانوادهها نقشی کلیدی ایفا میکند.
چهرههای شاخص و تأثیرگذار این حوزه
- آدریان هیل: ابداعکننده اصطلاح هنردرمانی و پیشگام کاربرد بالینی هنر.
- مارگارت نامبرگ: مادر هنردرمانی آمریکا با تأکید بر پیوند هنر و روانکاوی پویشی.
- ادیت کرامر: مبدع نظریه والایش و مفهوم هنر بهمثابهی درمان.
- ادوارد آدامسون: از پیشگامان هنردرمانی آزاد در بیمارستانهای بریتانیا.
از چهرههای معاصر و نامآور، میتوان به جودیت روبین اشاره کرد؛ روانشناس بالینی و روانکاو برجستهای که با تبیین رویکرد پدیدارشناختی و شهودی، مفهوم «زبان نمادین هنر» را ترویج داد. کتابها و مستندهای آموزشی روبین همچنان از مراجع اصلی دپارتمانهای هنردرمانی در سراسر جهان هستند.
هنردرمانی در دانشگاههای معتبر جهان
امروزه مقطع کارشناسیارشد و دکترای هنردرمانی در دانشگاههای تراز اول کشورهایی نظیر آمریکا، بریتانیا، کانادا، استرالیا و آلمان تدریس میشود. در ترمهای بنیادین این برنامهها، کتاب «انسان و سمبولهایش» اثر کارل گوستاو یونگ به عنوان یکی از سرفصلهای اصلی تدریس میشود؛ امری که نشاندهنده اصالت و ماندگاری نگاه تحلیلی یونگی در فرآیند آرتتراپی بالینی است.
مؤسسات و انجمنهای بینالمللی هنردرمانی
انجمنهای بینالمللی با هدف تعیین استانداردهای حرفهای، صلاحیت بالینی و صدور پروانههای تخصصی تأسیس شدهاند:
- انجمن هنردرمانی بریتانیا (BAAT): از کهنترین مراجع تدوین استانداردهای آموزشی و بالینی.
- انجمن هنردرمانی آمریکا (AATA): متولی اصلی استانداردسازی، اعتبارسنجی و حمایت از پژوهشهای آرتتراپی.
- انجمن هنردرمانی کانادا (CATA): مرجع علمی و شبکهسازی بالینی در کانادا.
- انجمن هنردرمانی استرالیا، نیوزیلند و آسیا (ANZACATA): نهاد حرفهای فعال در منطقه آسیا و اقیانوسیه.
- فدراسیون هنردرمانی اروپا (EFAT): همگامساز استانداردهای بالینی در سراسر قاره اروپا.
این ساختار آکادمیک و حرفهای، هنردرمانی را از یک تجربه صرفاً تجربی به شاخهای علمی، منضبط و اثرگذار در ارتقای سلامت روان مبدل کرده است.
از آسایشگاههای قرن بیستم تا دپارتمانهای پیشرفته دانشگاهی؛ سرگذشت هنردرمانی گواه این حقیقت است که زبان نمادین هنر، اصیلترین مسیر برای پیوند با لایههای ناگفتهی روان آدمی است.
نویسنده: فاطمه سادات رضوی (هنردرمانگر در خانه هنردرمانی هیلدا)





