
افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانی است که با علائمی همچون خلق و خوی افسرده، بیعلاقگی نسبت به فعالیتهای مورد علاقه گذشته، حس خودکمبینی و گناه، افکار خودکشی، مشکلات خواب، آشفتگی روان، مشکل اشتها (پرخوری و کمخوری)، عدم تمرکز و فراموشی، احساس خستگی و فقدان انرژی، بدبینی و ناامیدی نسبت به آینده، و احساس تنفر نسبت به فرد، افراد یا جامعه همراه است و میتواند به مشکلات جسمانی، اجتماعی و روانی شدیدی منجر شود.
• کمک به خود بیانگری: افسردگی میتواند تجربهای عمیقاً دردناک باشد که سبب ایجاد سرگردانی و احساس انزوا در فرد مبتلا گردد. فرد در تجربه احساس شادی شکست میخورد و اغلب در جمعهایی که حضور در آنان در زمان گذشته برای او جنبه حمایتی داشت، منزوی و گوشهگیر است. تحقیقاتی پیرامون هنردرمانی در دانشگاه نیویورک نشان داده است که ساخت اثر هنری و تجربه فرآیند تولید آن میتواند تأثیر عمیقی بر سلامت جسمی و روانی افراد داشته باشد. افراد مبتلا به افسردگی ممکن است از بیان کلامی احساسات خود عاجز باشند و از بیان نگرانیها یا احساسات درونی خود هراس داشته باشند. هنردرمانی به افراد این امکان را میدهد که احساسات و تجربیات خود را از طریق هنر بیان کنند؛ این روش به افراد کمک میکند تا بدون نیاز به کلمات، احساسات منفی خود مانند غم، خشم، اضطراب یا ناامیدی را به شکلی ملموس و قابل درک تجسم کنند. این فرآیند میتواند به تسکین دردهای روانی و کاهش شدت افسردگی کمک کند. بسیاری اوقات که فرد درجات شدیدی از غم را تجربه میکند، شکلدهی یک تکه گل رس یا نقاشی بر یک بوم خالی میتواند به مراتب بسیار بیشتر از روایت اتفاقات و ناراحتیها در قالب کلامی اثربخش باشد. عمل ساده هنری همچون یک خطخطی روی کاغذ میتواند تاریکی را روشن کند و دری را برای مکالمه راحتتر پیرامون مشکل باز کند.
• کسب احساس استقلال و خودکفایی: افراد مبتلا به افسردگی ممکن است احساس بیکفایتی، بیارزشی یا عدم کنترل بر زندگی خود داشته باشند. هنردرمانی میتواند به فرد کمک کند تا احساس توانمندی بیشتری پیدا کند. هنردرمانی به فرد مبتلا این امکان را میدهد که به احساس استقلال و خودکفایی دست یابد، از الگوهای فکری ناکارآمد عبور کند، مکانیسمهای مقابلهای سالم را توسعه دهد، به همدلی بیشتری دست یابد و مهارتهای حل مسئله خود را تقویت کند.
• تعامل خلاقانه: از طریق خلاقیت و تخیلی که هنر ذاتاً با خود به همراه میآورد، فرد هویت خود را بازمیآفریند و به مخزن شفای درونی خود راه پیدا میکند. خلق آثار هنری به عنوان یک فعالیت آرامشبخش میتواند به فرد کمک کند تا ذهن خود را از افکار منفی و استرسزا منحرف کرده و به لحظه حال تمرکز کند.
• پذیرش و تطبیق با افسردگی: هنردرمانی میتواند به فرد کمک کند تا افسردگی خود را بپذیرد و به شکلی سالم با آن کنار بیاید. گاهی افراد مبتلا به افسردگی خود را سرزنش میکنند و احساس گناه یا شرم دارند؛ هنردرمانی به فرد کمک میکند تا احساسات خود را از طریق هنر و به دور از هرگونه قضاوت پردازش کند و به نوعی به پذیرش شرایط خود برسد.
• ایجاد تغییرات مثبت در مغز و سیستم عصبی: تحقیقات نشان دادهاند که فعالیتهای هنری میتوانند تأثیرات مثبتی بر مغز داشته باشند. برای مثال نقاشی یا نوشتن میتواند سطح دوپامین (هورمون شادی) را در مغز افزایش دهد و به افراد کمک کند تا احساس بهتری نسبت به خود و محیط اطراف داشته باشند. این تغییرات شیمیایی میتوانند به کاهش علائم افسردگی و بهبود حالت روحی افراد کمک کنند.
به طور کلی هنردرمانی یک روش مؤثر و خلاقانه برای درمان افسردگی است که به افراد کمک میکند تا احساسات خود را بیان کرده، اضطراب و استرس را کاهش دهند و بهبود چشمگیری در سلامت روان خود تجربه کنند. این روش درمانی نه تنها به کاهش علائم افسردگی کمک میکند، بلکه به افراد این فرصت را میدهد که خود را بهتر بشناسند، مهارتهای مقابلهای جدید بیاموزند و با خلق آثار هنری، امید و انگیزه برای بهبودی بیشتری پیدا کنند. هنردرمانی میتواند به عنوان یک روش مکمل در کنار درمانهای پزشکی و رواندرمانی دیگر برای درمان افسردگی استفاده شود.
نویسنده: فاطمه سادات رضوی (هنردرمانگر در خانه هنردرمانی هیلدا)





